قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
838
درة التاج ( فارسى )
شده است تغيّر آن ممكن نيست ، بل كى اضافات خارجىّ فقطّ متغيّر مىشود . و سيّم صفاتى حقيقىّاند - كى لازم ايشان مىشوذ اضافهء بأمرى جزئىّ ، مثل علم شىء بآنك جنين جيزى موجودست ، و بعد از آن معدوم شود - او عالم گردذ بآنك او « 1 » معدوم است ، جه علم بكلّى كافى نيست در علم « 2 » بجزئىّ - جزئىّ - كى در تحت اوست . - نمىبينى كى از علم « 3 » ما بآنك هر حيوانى جسم است ، ندانيم كى انسان جسم است - مادام « 4 » كى مقترن نشود به آن علمى ديگر - و آن علم است بآنك انسان حيوان است ، بس هر يك را از مقدّمتين بعلمى دانند ، و نتيجه را بعلمى ديگر . - و جون مختلف شود حال معلوم از عدم يا وجود يا غير ايشان واجب باشذ كى اضافت و صفت مضافه معا متغيّر شوند . و جهارم اضافات محض ، مثل بوذن شىء بيش از غير خوذ ، و بعد ازو ، « ( و ) » مثل بوذن او در يمين - و در يسار ، - جه تو جون بر يمين « 5 » انسانى نشينى آنگاه آن انسان بر خيزد ، و در جانب ديگر نشيند از تو ، بس تو يمين او بوذى ، و اين زمان يسار او گشتى ، و اينجا تغيّر در ذات تو واقع نشوذ ، و نه در صفتى حقيقىّ از صفات او ، بل اين محض اضافت « 6 » است . و بنجم آنست كى راجع شود بسلب محض ، جون بوذن زيد فقير ، جه او اسم اثبات است مر صفتى سلب را ، جه معنى او عدم مال است . و گاه باشذ كى متركّب شوذ بعضى ازين اقسام با بعضى ، و جون اين متقرّر « 7 » شذ مىگوئيم : واجب الوجود نشايد كى او را وصف كنند بآنج از اقسام ثلثهء اول
--> ( 1 ) - آن - م - ط - مب . ( 2 ) - از علم - م . ( 3 ) - نمىبينى كدام علم - ط . ( 4 ) - مادامى - م . ( 5 ) - يمينى - م . ( 6 ) - اضافه - م - ط - مب . ( 7 ) - مقرّر - ط .